لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه
که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده
چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.
میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه
خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم
محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده
وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه
پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
لره میخواسته آتش نشان بشه
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره
و اون اطراف
آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
به خوش غیرت میگن توی خونه شما مرد سالاریه یا زن سالاری؟
میگه: هیچکدوم مردمسالاریه
یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود
که یهو احساس کرد 6 تا پا زیر لحافه
در جا پرید از تخت پائین و شمرد 1 . 2. 3 . 4 بعد گفت
بازم خیالاتی شد
به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید
میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم
یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با
کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن
یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد
یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی
ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها
شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا
وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن
می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن
چهارتا مورچه می رن حموم بعد 2تا میان بیرون
اگه گفتین اون 2تا چی میشن؟
می چسبن به صابون
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه
ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی
راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی
به لره می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟
میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم
اداره راهنمایی رانندگی قزوین
جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو
بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است
داداش یارو عروسی میکنه. شب عروسی میشینه پشت در اتاق عروس.
میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: بابام گفته بعد از داداشت نوبت توئه
لره پیش بچه هاش میگوزه همه بچه هاش میزنن زیر خنده .
اشک تو چشاش جمع میشه میگه
خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر
رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه.
بهش میگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!
رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو هنوز درنیومده
لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه
باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی...
نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه
یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .
بعد چند روز از گشنگی می میرند
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن
ترکه سرما میخوره
ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن
چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین
من از این ور میگیرمش
ترکه میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن
رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره
میگه: سلام بر حسین
یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن:
پاشو برو تو زمین، بازیشروع شده. میگه: من برانکاردم
قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه
میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه
اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن
بوده جواب میده بله.
غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
مردي که در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن (پره هاي هلي کوپتر!)
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!
مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.
پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي کني، يکي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم که چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»
از مردي پرسيدند: «کباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست کنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»
مشتري: « اين کت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يکي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي کند.»
شخص عيادت کننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»
يک روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور که خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نکند زنگ بزند!»
اولي: «يک روز به يک شير حمله کردم و دمش را بريدم.»
دومي:« پس چرا سرش را نبريدي؟»
اولي:« آخر قبل از من، يک نفر ديگر سرش را بريده بود. »
مادر: «پسرم! باز هم که با اميد دعوا کرده اي! مگر نگفتم هر وقت عصباني شدي، تا ۵۰ بشمار تا عصبانيتت تمام شود و دعوايت نشود؟»
پسر:« بله مادر جان! گفته بوديد، اما مادر اميد به او گفته بود که فقط تا ۳۰ بشمارد!»
روزي روباهي مي رود پيش کلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي!»
کلاغ با خونسردي مي گويد:
« کجاي کاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.»
يک نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه کيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را کجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»
معلمي در کلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي که در دست معلم بود نگاه کرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يک صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از کفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
اولي: «من خواب ديدم رفته ام مسافرت.»
دومي: «من هم خواب ديدم که يک غذاي خوشمزه خورده ام.»
اولي:« تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نکردي؟»
دومي: «مي خواستم دعوتت کنم، ولي گفتند رفته اي مسافرت.»
اولي: «چي باعث شد سر شما طاس شود؟»
دومي: «باد.»
اولي: «چرا باد؟»
دومي:« آخر باد کلاه گيسم را برد!»
معلم:« حامد! توضيح بده که سيب زميني چگونه به دست مي آيد. »
حامد: «اجازه آقا! با پرداخت مقداري پول!»
معلم رياضي از دانش آموز پرسيد: «اگر مادرت به تو بگويد نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، کدامش را انتخاب مي کني؟»
دانش آموز پاسخ داد: «نصف پرتقال را!»
معلم گفت: «مگر نمي داني نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يکي است؟»
دانش آموز جواب داد: «چرا آقا! مي دانيم، ولي پرتقالي که شانزده تکه شده باشد، قابل خوردن نيست.»
فقط نظر یادتون نره![]()
ترکه آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در!
ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین! !
ترکه میخواسته گردو بشکنه , گردو رو میزار زیر پاش با آجر میزنه تو سرش!
۵ تا ترک ميخواستن برن تو کسب و کار! ۵ نفری يک تاکسی ميگيرن باهاش کار ميکنن روزه بعد ورشکسته ميکنن!
ترکه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين!
از رشتیه ميپرسن شما تو شهرتون به روز پدر چی ميگين ؟ ميگه يوم الشک!
يه روز ترکه يه پليس ميکشه بعد زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه حالا شدين ۱۰۹ تا!
رضازاده ميخواسته وزنهی 800 کيلويی بزنه شب ابولفضل مياد به خوابش ميگه ايندفعه ديگه روی من حساب نکن!
ترکه شب بلال میخوره تا صبح اذان میگه!
به ترکه ميگن خدا کجاست؟ نميدونم والله ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه!
از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!
ترکه ميخواسته بنويسه يازده، يه 1 مي نويسه يه تشديد ميزاره روش!
ترکه دنبال دو تا دختر میکنه ازشون جلو میزنه!
به ترکه میگن نظرت درباره ی زلزله ی بم چیه ؟ میگه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا!
ترکه میره بهشت زیر پای مادرا له میشه!
یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!
یه ترکه میره مسابقهی قرآن خوانی، سورهی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده! !
ترکه میره تیمارستان میبینه یه نفر رو سرش ذغال گذاشته! ازش میپرسه چیکار میکنی؟ طرف شلوارشو میکشه پائین میگه: بفرما قلیون! )
يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب میخوابه! پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ از اينجا مربوط به نيروي درياييه!
اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟ خوب يکي ديگه اختراع مي کرد!
ترکه یه دكمه پيدا میکنه میبره پيش خياط، میگه آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!
عربه ميره مغازه با لهجه ميگه: آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
یه ترک خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفش خريده بود، دوباره وارد همان مغازه میشه و میگه: ما باز اومديم!!.
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
تبليغ موبايل پنتک در رشت :
گوشي رو بردار بابايي
ماماني با يه اقايي رفتن اتاق بالايي
پاهاشون رفته هوايي
يه چيزايي ميره يه جاهايي
عجب صدايي آي و وايي
تو رو خدا بردار بابايي
زنگه در خونتونم ! هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه !!!
دوتا ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم
تركه رو ميبرن ختنه ميكنن ، ميگن حالا يه مدت بايد دامن بپوشي .
ميگه : نامردا . مگه چقدشو بريدين ؟
به پسره يزدي ميگن با مداد جمله بساز ، پسره ميگه : ما يتا دوست دختر داشتيم آي مداد آي مداد
متلك هاي بسيجي ها به دخترها: 1- نمازتو خوندي خانومي؟...2-روزه هاتو بگيرم جيگر؟...3- وقت داري واسَت دعا كنم؟...4-حيف كه روزه ام ، و گرنه جيگرتو ميخوردم...5- اگه نمازتون دير شده برسونمتون خواهر !!! اوه
لره نامزدش مي گوزه از خنده سكته ميكنه , تو اعلاميه اش مي نويسن بادي وزيد گلي پرپر شد
به ترکه میگن در روابط جنسی زن بیشتر حال میکنه یا مرد . میگه شما وقتی گوشتونو با انگشت پاک میکنین گوشتون بیشتر حال میکنه یا انگشتتون.
توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد
10.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
11.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم
یه روز یه روحاني ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعايت ميكنم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم! يه خانم ديگه ميگه اينكه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم !يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با ركابي ميگردم. حاجيه ميگه آفرين كليد خونه اينا رو بديد به من
چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟
عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند
عاقبت عاشق شدي ديدي که خود ديوانه اي
به اندازه همه وجودم مي خوامت
.
.
.
.
جانباز 99%
پیره زنه از مکه میاد توی ساکش مشروب بوده!! میگن: این چیه؟!!! میگه: ننه من که پا نداشتم دور کعبه بچرخم!! یه پیک میزدم: کعبه دور سرم می چرخید!!!
خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي "،"بعد کيف امتي"
رشتیه نصف شب بلند میشه آب بخوره میگه سلام بر حسین یهو یکی از زیر تخت میگه سلام اصغر آقا
بيچاره دخترا
اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!
اگه سریع جواب بدن مي گن منتظر بود!
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!
روزی زلب یار ربودم بوسی گفت هم بی ادبی هم لوسی
گفتم گنهم چیست ربودم بوسی گفت لب، ول کردی و لپ می بوسی
بیچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
اینم یه شعرباحال
ای یار به جهنم که مرا دوست نداری از عشق تو هرگزنکنم گریه و زاری
اگر روزی بری و یار بگیری الهی تب کنی فرداش بمیری
الهی سرخک و اوریون بگیری تب مالت و فشار خون بگیری
اگر بردی از این ها جان سالم الهی درد بی درمان بگیری
الهی تو بمیری من بمانم سر قبرت بیام قرآن بخوانم
سازمان سنجش اعلام کرد:هیچ قزوینیی حق نداره پشت کنکور بمونه
وقتی با یک انگشت به کسی اشاره میکنی بیاد داشته باش که سه انگشت دیگه به طرف خودمان است
تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز
پنجره بین من و توست مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز
مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده :
1- به حرمت اشک مادر توبه کردم
2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري
3- بوق نزن شاگردم خوابه
4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر
5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري)
6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن
7- دنبالم نيا اسيرم مي شي
8 - گشتم نبود ............نگرد نيست
می دونی چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن ؟ چون بعدا هر چی دید صداش در نیاد ...
اگه پسرا نبودن...
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟
رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!
به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟
میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست
سلام دوستان عزیز.خوبید.
بعده چند ماه امروز میخوام آپ کنم.یه چند تا جک با حال
که امیدوارم خوشتون بیاد.
راستی دیروز تولد وبلاگم هم بود. تولد وبلاگم هم مبارک باشه![]()
به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه
می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن
<----@---@---@-----<<<
اگه گفتی این چیه؟ . . . . . . . این یه سیخ گوجست که قراره باهاش جیگر تورو بخورم!
ترکه شلوارشو بر عکس مي پوشه (زيپش پشتش بوده ) موقعي که مي ره بيرون مادرش مي بينش ميگه قربونت برم که وقتي مي ري بيرون انگار داري مياي
?-
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو بابا! مگه من زدم؟به تركه مي گن شما بدتون نمياد كه اينقدر براي شما جك مي سازن
مي گه اي بابا اينا واسه شما جوكه واسه ما خاطره است
يه بار يه ترکه پدرشو ميکشه ازش ميپرسن چرا پدرتو کشتي ميگه اخه اين اواخر به مادرم بد نگاه ميکرد
..........اولي : اگه گفتي براي کو بيدن يه ميخ به ديوار چند تا ترک هم کاري ميکنند ميکنن؟
دومي: خوب يه نفر
اولي : نه بابا- چند نفر
دومي : چه طور ؟
اولي : يکي ميخ نگه مي داره يکي چکش جند نفر بقيه ديوار رو به طرف ميخ هل مي دن
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن تركه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم
به تر كه مي گن دو دو تا مي گه مگه من كامپيوترم
ترکه شب بلال زياد مي خوره تا صبح اذان ميگه
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس
?-
يه روز خدا مياد به مولا نصرالدين مي گه : بيا چند روز جاي من كار كن ، اونم مياد و خدا هم دكمه هارو يادش مي ده ، كه اينو بزني بارون مياد و اين يكي رو بزني باد مياد و اينا ، يه دكمه هم نشونش مي ده مي گه اينو بزني قيامت مي شهاونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا
?-
به تركه ميگن چرا تركي. ميگه چيه ايدز كه نداريم خوب ميشيمترکه ميگه: چيه بايد جمله بسازم؟
?-
يه روز يه اصفهاني رو ميگيرن مي برن زندان. رو ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره. اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايي?-
يه روز يه عربه بليطه هواپيما ميگيره ميره راه آهن سواره اتوبوس ميشه با دوچرخه ميره خونشون?-
تركه ميره نون بربري ميخره از جلوي نونوايي لواشي رد ميشه ميبينه نونا دارن ميچرخن دست مي كونه تو جيبش 25 تومن درمياره ميگه:اقا اينو بگير نون منم سوار چرخو فلك كن?-
تركه ميره بيمارستان لهجشو عمل كنه.!!!!!!!!!!؟!!!!!!!!!!?
ـ يه ترکه شلنگ را برمي داره و تلويزيون را آب پاشي
?-
ترك پاهاش خواب ميره روش پتو مي كشه!!!!!!ميگه کمربند مشکي قرآن داره
!!!!
-
غضنفر مي ره امتحان راهنمايي و رانندگي بده، ازش مي پرسن؟ يه نيسان، يه اتوبوس، يه ماشين آتش نشاني و يه دوچرخه، کدوم اول بايد بره؟غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره،
بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت.........
جاي لره جا بزنه.
تركه تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟
تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه
تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه
ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيدو كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه
تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه ، هيپنوتيزم ميشه
تركه ميره نماز جمعه ، جو ميگيرش ، موج مكزيكي مياد
تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه . بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برميداري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد
به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه ؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام
قيامت ميشه بعد همه آدما ميان . خدا ميگه هركي دروغ بگه ميتركه . يه نفر مياد ميگه من آدمه خوبيم بعد ميتركه . بعدي ميگه منم آدم خوبيم ميتركه تا نوبت به تركه ميرسه , تا ميگه من آدمه..... ميتركه
يه لره ميره پيش خدا ميگه چكار كنيم كه واسه ما هم جك بسازن ؟ خدا بهش ميگه برو يه كار عجيب بكن . فرداش لره يه قلاب ماهي گيري بر ميداره ميره ميشينه توي كوير , يهو ميبينه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه
تركه يه سكه قديمي پيدا ميكنه , روش نوشته بوده 120 سال قبل از ميلاد مسيح
روي يه تركه سمباده ميكشن ميبينن زيرش لره
تركه ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي كنه
يه جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد با هم ازدواج ميكنن بچشون مفقود الاثر ميشه
تركه ميره خونه خدا وقتي برميگرده ميگه هيچ جا خونه خود آدم نميشه
فرمانده به رشتيه ميگه: اين چيه دستته؟ ميگه: ناموسمه قربان. فرمانده ميگه: نه احمق! اين تفنگته. به كسي نديش ها
تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه
تركه دفترخاطراتش پر ميشه ميندازتش دور
تركه يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . تركه ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده . تركه ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . تركه ميگه سوميشم يه پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي چه كار ؟ تركه ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم
يه روز تركا يه فارسه رو به جرم جوك ساختن عليهشون ميگيرن تا مجازاتش کنن. بهش ميگن ميندازيمت تو اتاق گاز . فارسه رو ميندازن تو يه اتاق بدون سقف فارسه ميزنه زير خنده ميگه: اتاق گازتونم كه سقف نداره. از اون ور تركه ميگه: نگران نباش وقتي كپسول گاز از اون بالا اومد رو سرت ميفهمي
تركه واسه اينكه ديگه مسخرش نكنن و بگه با بقيه فرق نداره ميره توي يه اداره كار پيدا ميكنه . خلاصه روز اول كه ميخواد بره سر كار خيلي خوشتيپ ميكنه و كت وشلوارو سامسونت و كراوات و ... . همون وقت كه ميرسه سر كار نگهبان بهش ميگه آقا شما تركين ؟ تركه تعجب ميكنه ميگه از كجا فهميدي ؟ ميگه آخه سامسونتتون رو گذاشتين توي زنبيل
به يه تركه ميگن كجا كار ميكني ميگه نانوايي . ميگن كدوم قسمتش ؟ ميگه كامپيوتر
تركه ادعاي پيامبري مي كنه بهش ميگن معجره ات چيه ؟ ميگه : ق ق ق
تركه به خدا ميگه خدايا 1000000 سال برات چقدره ؟ خدا ميگه ؟ 1دقیقه. تركه باز ميگه :خدا1000000 يورو برات چقدره؟ خدا ميگه 1 پني . تركه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه 1 دقيقه واستا
يه روز يه تركه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي تركه ميشينه. يهو تركه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو گوزيده.تركه يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تكون نخورد. تركه كه خيالش راحت شده بود كه ميافته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه
![]()
نظر یادتون نره![]()
![]()
جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد
...........................................
يه تركه ميره مشهد. وقتي از دور كنبد حرم رو مي بينه ميگه يا امام رضا چرا با اين همه طلايي كه داري هشتم شدي؟
...........................................
یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است
.
المپيک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلين 3-پرتاب عمامه
...........................................
در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپكورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت![]()
...........................................
يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم
...........................................
یه ترکه میره در مسابقات رالی شرکت میکنه.... توی راه مسافر سوار میکنه
...........................................
از برره ايه مي پرسن چرا جورابات يكي رنگش سفيده اون يكي مشكي؟ مي گه:من نوه دانم... يه دست ديگه هم در خانه داشته بيدم ان هم اي جوري بيد
...........................................
یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین
...........................................
میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.
...........................................
...........................................
سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین
:.
سال اول = ()()
.
سال دوم = ( . )
.
سال سوم = ( o )
.
سال چهارم = ( () )
.
شانس آورد فقط لیسانس بود!
...........................................
ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا
!!!
...........................................
غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم
.احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...
...........................................
یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو
.بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز هالا چی کار کنم؟!!!
...........................................
ميدونين چرا عدهاي از افراد محترم جامعه(!!!) نميتونن به 110 زنگ بزنن؟
.
.
.
.
.
چون كليد "11" رو روي شمارهگير تلفن پيدا نميكنن!
...........................................
يه بچههه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه ميكرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته ميشه و ميگه: چي شده نوهي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟![]()
بچههه ميگه: بابا بزرگييييي، دارم ميگردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
بابابزرگه گيج ميزنه و ميگه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟
بچههه ميگه: آخه بابايي ديشب به ماماني ميگفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض ميكنيم!
...........................................
فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟
...........................................
منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن
............................................
رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد
!!!!...........................................
يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه ميكردن
!قاضي بهش ميگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد ميزنه: اي كثافت بي شرف!
دوباره قاضي ميگه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم ميگه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني ميشه و ميگه: آقاي فرد محترم جامعه، ميدونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار ميشم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم ميگه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله كه همسايهي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!
...........................................
مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد
.ميگه :آره ولي لگتي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!!!!
...........................................
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره،
جلسة اول از معلمش مي پرسه:
اين چراغ رنگيه چيه؟!
يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
...........................................
یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش![]()
![]()
...........................................
يه ياروهه اي از تبريز رد ميشده ميبينه ملت جمع شدن جلوي استانداري و و زدن شيشه ميشه اش رو آووردن پايين اين يارو ميره يه تركه رو پيدا ميكنه ميگه : ببخشيد اينجا چه خبره؟
تركه بر ميگرده ميگه: الدي اگه ما هم ميدونستيم كه اينجا ديگه استاندار نداشت.
...........................................
پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم
!!!!...........................................
به ترکه میگن یه موجود نام ببر! میگه: یخ
!میگن یخ که موجود نیست!
میگه: پس همه جا نوشتن یخ موجود است!!!
...........................................
چراغ دستشویی ترکه خاموش میشه. ترکه میگه : اههههههه بازم باید از حفظ برینم
!!!
...........................................
فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد
..........................................
ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین
!!!...........................................
یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن
!!!
...........................................
میدونی اسگل ترین خواننده ایرانی کیه؟؟
فرشید امین! اگه گفتی چرا؟
چون نمیدونه خدا شب و واسه چی آفریده
يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من
!...........................................
قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه
:آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت
!ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در
...........................................
يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه
!!!!
زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند![]()
...........................................
ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر
!
![]()
نظر یادتون نره![]()
![]()
