تبليغاتX
۩۞۩جک ولطیفه۩۞۩

 

 

 

قزوینیه می گن چرا تو سمینار شرکت نکردی؟ میگه بابا سمینار کیلو چند؟ یه کونفرانسی. کونگره ای. کونفدراسیونی چیزی بود خبرم کنید

سوال: يه مورچه زير چرخ تريلي له ميشه ولي نمي ميره چرا؟ جواب: دعاي خير پدر و مادر پشت سرش بوده


يك روز يك ازرائيل مياد خونه ي قزوينيه ميگه شناسنامت رو بده مي خوام باتلش كنم . قزويني : زيره فرش جرات داري برش دار

 

 

 

-شوهر رشتی به زنش می گه تبریک می گم بلاخره تو هم مادر شدی..زن هم می گه عیب نداره بالاخره تو هم یه روز پدر می شی..

- باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گریه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!

- اطلاعيه !!! خبرگزاری رسمی آمريکا از جوراب آقای احمدی نژاد به عنوان صلاح کشتار جمعی ياد کرد

- اطلاعیه !!! پرزيدنت احمدی نژاد ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که به من رای دادند

-اطلاعيه !! آقای احمدی نژاد گفتن از اين به بعد تخت دو نفره بدون سند ازدواج داده نميشود

- اطلاعيه !! آب تهران به مدت يک هفته قطع ميشود . آقای احمدی نژاد ميخواد بره حموم

ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟

-از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم

- ترکه سرشو بدون آب با شامپو ميشسته بهش ميگن چرا آب نميريزی ميگه آخه روش نوشته مخصوص موهای خشک

- ترکه دکتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يکيشو يک ربع قبل از خواب بخور يکيشم يک ربع قبل از بيداری

- ترکه از يه نفر ميپرسه ساعت چنده طرف ميگه ۵ . ترکه ميگه ای بابا از صبح هر کسی يه چيزی ميگه

- تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت

- به يك تركه ميگن جواب خون اين همه شهيد كي بايد بده ميگه: آزمايشگاه

- یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلا صه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟

- بسیجیه تلفن پیغام گیر داشته , پیغامش این بوده : لطفاً بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید

- یه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , ترکه عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه

- ترکه داشته میرفته میبینه گوشه ی خیابون یه روباه مرده , میگه شانس اوردم وگرنه گولم ميزد

ترکه میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین... خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین

 

    چاکر بروبچ خوشتیپ نظر یادتون نره ها

 

نوشته شده توسط علیرضا فرجی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385

لينك مطلب



Ads



  • موضوعات
  • نویسنده
  • جستجو
  • آمار و امکانات دیگر
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati






    PageRank Buton by webzist
    رتبه سنج گوگل

    انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست